سخت ترین سوال کنکور: 1) بهار 2) تابستان 3) پاییز 4) زمستان
در کدام گزینه احمدی نژاد کاپشن به تن ندارد؟!

 





اینم یه جک به مناسبت این روزهای سرد:



بدلیل مسدود شدن راههای خروج قزوین و گیر افتادن مسافران، امشب در قزوین عید اعلام شد

 

 



از فردا دخترايي که مانتوي تنگ.شلوار کوتاه.موي بلند.روي سياه.ناخن دراز.واهو واهو واه





تا حالا دیدی خر پرواز کنه؟ حتماً ندیدی پس فکر پرواز رو از سرت بیرون کن.



نحوه عملکرد حراست دانشگاه : ديروز : از پذيرفتن خانم هاي بدحجاب معذوريم!!! امروز: از پذيرفتن خانم ها، با شلوار کوتاه معذوريم!!! فردا : خواهشا با شلوار وارد شوي



 

رشتیه دم مرگش به زنش گفت: زن، بعد از رفتن من به من خيانت نکني که استخونام تو گور بلرزه! زنش گفت: چشم. مدتي بعد از مرگش به خواب زنش اومد و گفت: تو اون دنيا به من مي گن اصغر ويبره!!!





ملانصرالدين بالای منبر سخنراني مي کرد: هرکس چندتا زن داشته باشه به همون تعداد چراغ تو بهشت براش روشن مي شه. ییهو توی جمعيت، زن خودش رو ديد. هول کرد و گفت: البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش





ترکه میره تو مغازه میگه: ببخشيد شما از اون کارت پستال ها که روش نوشته: عزيزم تو تنها عشق من هستي داری؟ مغازه دار میگه: بله داريم. ترکه میگه: پس لطفا 14 تاشو به من بدید!!!





عربه از سربازي واسه پدرش تلگراف میزنه: من کاظم پول لازم
پدرش هم در جواب میگه: من تراب وضع خراب!!!





پدر: پسرم! هر وقت منو عصباني مي كني، يكي از موهام سفيد مي شه
پسر: حالا فهميدم چرا پدر بزرگ همه موهاش سفيده!!!



 

 

ميدوني شباهت دختر خوب با دايناسور چيه؟ نسل هر دو منقرض شده
حالا شباهت پسر خوب با پري دريايي چيه؟ هر دو از اول افسانه بودند!!!

اون چیه که آقایون در میارن خانوما میخورن؟......................فکر بد نکن، یه لقمه نون حلاله

لره با رفیقش میره هتل. رفیقش میره توالت فرنگی. لره میره تو دستشویی میگیره دهن یارو رو سرویس میکنه. مردم میریزن میگن چی شده چرا این بدبخت رو داری میزنی؟ لره میگه: مو دو روزه دارم از این چشمه اُو میخورم، ای ... اومده ریده مینش!!!!

ترکه میره جبهه تو خاک عراقیا لخت میشه رو زمین دراز میکشه بهش میگن داری چیکار می کنی میگه دارم به خاک دشمن تجاوز می کنم

 

دختر: مامان عشق چیه؟
مادر: هیچی مادر - اینو مردا ساختن تا پول ماها رو ندن

 

زن رشتیه دیر میره خونه. شوهرش عصبانی میشه! و میگه؟ کجا بودی ؟ زنه میگه تو راه یه نفر بهم تجاوز کرد! شوهره میگه : خب تجاوز ۱۰ دقیق!! بقیشو کجا بودی

 

اخبار دیروز :
به یک زن رشتی که در پارک می‌دوید تجاوز شد
اخبار امروز :
صد زن رشتی در پارک می‌دویدند !

 

مادره میره مدرسه پسرش. ناظم مدرسه بهش میگه به بچتون بگین اگه درس نخونه مادرش رو می‌گام! مادره میگه آقای ناظم این بچه من حرف گوش نمیده، شما زودتر کارتون رو بکنین

به رشتیه میگن آقا تو که ازدواج کردی در مورد این زنت تحقیق هم کردی ، میگه معلومه که تحقیق کردم ، به هرکی داده راضی بوده

 

یروز یک رشتیه جلوی در خونشون وایساده بود یک نفر با تفنگ میاد میگه زود باش بگو خواهرت کجاست رشتیه هول میکنه میگه اون بالا یارو میره بالا بد از نیم ساعت دیگه با خنده میاد به رشتیه میکه خاک تو سرت تفنگم الکی بود گولت زده بودم رشتیه میگه منم گولت زدم اونی که اون بالا بود خواهرم نبود مادرم بود

 

زن رشتی با عچله به مطب دکتر زنان بر می گرده و می گه: ببخشین من شورتم رو اینجا جانگذاشتم؟ منشی می گه: نه. زنه می گه :” پس حتما توی دندون پزشکی جا گذاشتم

بچه رشتی گنجشک مرده می بینه می گه بابا جان بابا جان گنجشک مرده چرا پاهاش بالایه باباش می گه پسرم گنجشک که می میره فرشته ها می ان ببرنش به اسمان به بهشت . فردائی پسره زنگ می زنه می گه بابا جان باباجان مامان افتاده مرده پاهاش بالایه عباس اقا هم افتاده روش نمی ذاره مامانو ببرن بهشت

 

ترکه میره شورت بخره فروشنده شورت مردانه نداشته و شورت زنانه به ترکه میده ترکه میکه این شورت زنانه است فروشنده میگه فرقی نمیکنه و ترکه میگه میخواهی فرقشو بکنم تو چشمت

یه روز یه بچه به مادرش میگه مامان توی مهدکودک بچه ها خیلی حرفای بد میزنن. مادرش میگه پسرم تو یه وقت این حرفارو تکرار نکنیها. بچه میگه من به کس ننم میخندم که تکرار کنم

 

تو یه مهد کودک دختر بچه می پرسه :
خانم معلم دخترای ۱۷ ساله حامله می شن؟
معلم هم می گه آره
دختره دوباره می پرسه
خانم معلم دخترای ۱۵ ساله حامله می شن؟
معلم هم می گه آره
دختره دوباره می پرسه
خانم معلم دخترای ۱۰ ساله حامله می شن؟
معلم هم می گه آره
دختره دوباره می پرسه
خانم معلم دخترای۳ساله مثل من چطور؟
معلمه که کلافه شده بود میگه : نه عزیزم دخترای سه ساله حامله نمی شن چطور می گه
یگو : پسره از ته داد می زنه و می گه :
دیدی گفتم حامله نمی شی

 

ترکه سوار یه خره عکس میگیره. عکس رو میفرسته برای مادرش،‌ زیر عکسه مینویسه: “سلام بر ننم،‌ بالایی منم!!!”

یه جوون ۲۳ ساله بایه پیرزن ۹۲ ساله ازدواج میکنند.
بعد از دو روز پسره میمیره و پزشک قانونی تو پروندش علت مرگ رو مینویسه :
خوردن کس فاسد

 

از یه زن میپرسن فرق شوهرت با بچه ات چیه؟
میگه: روزا به بچم میگم نکن بخور
شبا به شوهرم میگم نخور بکن

 

بچهه از باباش میپرسه مامانا چطوری بچه دار میشن ؟
باباش میگه یه فرشته بچه رو میزاره تو دامن مامانا
بچهه میگه یعنی کردن تأثیر نداره

 

زنه با ۴-۵ تا بچه میره دکتر میگه آقای دکتر نمیدونم چرا انقدر حامله میشم حتما یه چیزی تو هواست
دکتره میگه بله لنگاتون

 

یه روز ۳ تا زن رشتی نشسته بودن دور هم داشتن سبزی پاک میکردن و حرف میزدن … یکیشون میگه شنیدید جدیدا توی تهران یکی پیدا شده به اسم خفاش شب میاد زنارو میگیره میکنه میندازدشون خارج شهر ….
یهو اون یکی میگه … ااااای بابا …. هرچی امکاناته برای شهرای بزرگه

 

بچه ی رشتیه به باباش میگه چرا عکس بدون لباس مامانیرو گذاشتی رو صفحه ی کامپیوتر؟
رشتیه میگه هیسسس صداشو در نیار! از اینترنت دانلودش کردم

 

یه روز یه ترکه زنگ میزنه به نامزدش میگه بیا خونمون خالیه میخوام بکنمت!!
نامزدش میگه:دروغ میگی گلد کوئسته

 

عامل وبا رو کشف کردن: جوراب احمدی نزاد افتاده بود تو سد کرج

 

در قزوین وقتی نماز جماعت تمام میشود با هم دست داده و به جای قبول باشه میگویند: خیلی حال دادی…

 

اولی: میدونی رشتی ها کی گوه گیجه میگیرند؟

دومی: …..اااااااااااااااا ……….. روز پدر

 

به ترکه میگن موقع سکس چطوری زنتو دیونه میکنی میگه : وقتی کارم تموم می شه ، کیرمو با پرده پاک میکنم

 

پیره‌زنه جلوی تاکسیه رو میگیره میگه : نماز جمعه راننده میگه : ولی مادر امروز سه‌شنبست پیر‌ه‌زنه میگه : ای وایییییییی خاک ب‌ سرم دیدی دیشب حاجی گولم زد

 

گرگه داشته شل شل راه میرفته. ازش میپرسن چی شده؟ میگه رفتم دم خونه شنگول و منگول و حبه انگور. بعد گفتم منم منم مادرتون. از بخت بد باباهه خونه بود حرف مار رو هم باور کرد!

 

یک روز یه رشتیه رو میخواستن اعدام کنن. رشتیه گفت چرا می خواهین منو اعدام کنین .گفتن تا درس عبرتی بشی واسه دیگران .رشتیه گقت حالا نمیشه دیگرانو اعدام کنین که درس عبرتی بشه واسه ی من.

 

یک ترکی عاشق می شه برای خر همسایه ایجاد مزاحت می کنه

 

به عربه میگن زن رو تشبیه کن، میگه: ولک زن مثل باغچه میمونه… صبح آبش میدی، ظهر آبش میدی، شب هم شیلنگ رو میندازی توش تا صبح آب بخوره

 

رشتیه یه کامیون می خره پشتش می نویسه رسوای عالم مادر

 

زن رشتیه بچه دار میشه، وقتی بچه‌ رو به رشتیه نشون میدن، میبینه بچه سیاهه!! خلاصه یکم میره تو فکر، ولی چیزی نمیگه. یک پنج-شیش ماه بعد، رشتیه با زنش مشغول کارِ خیر بوده، یهو وسط کار حواسش جمع میشه، میبینه خانوم اونقدر دست و پا زده که پتو رو انداخته پایین. خلاصه حسابی شاکی میشه، میگه: خانوم‌جان این پتو رو بکش رو خودت، باز این یکی بچه هم مثل قبلی نور میخوره، میسوزه

 

یه چند سال پیش یه کوسه هه تو خلیج فارس بود که فقط کیر مرد ها رو میخورد ..
از قضا بعد از سالها دندونای این کوسه هه میریزه و کوسه هه پیر میشه ..
یه روز یه مرده میفته تو خلیج فارس و همچین کوسه هه میفته دنبالش ..
مرده داد میزنه : آااااااااااااااااااای ی ی کوسه … آآآآآی ی ی ی ی کوسه …
آآآآآه ه ه ه ه کوسه …. اووووووووووه ه ه ه کوسه …. جااااااااااا ن ن ن ن کوسه …

رشتیه کتاب مینویسه تموم که میشه صفحه اولش می نویسه:تقدیم به پدرم که بهترین دوست بابام بود!

 

زن رشتیا: کلاهک هسته ای حق مسلم ماست!!!

معلمه از دختره شاگردش می پرسه پریود تو زندگی چقدر مهمه?
شاگرد : خیلی مهمه
معلم : چرا ؟
شاگرد آخه یه روز خواهرم به مامانم گفت پریودم عقب افتاده بعد مامنم غش کرد پدرم سکته کرد نوید فرار کرد

 

توی یه تاکسی یه زنه با بچه‌اش و یه مرد تنها نشسته بودن زنه میخواسته به بچه‌اش شکلات بده ، هی میگه : میخوری یا بدم این آقا بخوره میخوری یا بدم این آقا بخوره ، ۵ دقیقه همینجوری میگذره . آخرش مرده شاکی میشه به بچهه میگه : عزیزم تکلیف مارو روشن کن اگه میخوریش من پیاده شم ، سه تا کوچه از خونمون گذشته

 

قزوینیه داشته بچهه رو میکرده،‌ وسط کار یهو منکرات میریزه،‌ اینم برای اینکه‌ صحنه سازی کنه،‌ به بچهه میگه بیا حالا تو منو بکن. بچهه هی داشته سعی میکرده، نمیتونسته، در همین هین افسره میرسه، زیپ شلوارشو می‌کشه پایین، میگه: بالام‌جان بیا کنار، این کارا بچه بازی نیست

 

بچهه داشته با اتوبوسش بازی میکرده، هی میگفته:‌ قام قام… ایستگاه اول، کونیا درجلو، جنده‌ها در عقب!…قام قام… ایستگاه دوم، جاکشا در جلو،‌کس‌کشا در عقب!! مامانش شاکی میشه،‌ میگه بی ادب این چیزا چیه میگی؟! یقه بچهه رو میگیره می بره تو انباری زندانیش میکنه. بعد از سه ساعت میاد بهش میگه: آدم شدی؟! بچه میگه:‌ آره، میگه: خوب حالا برو مثل بچه آدم بازی کن. بچه هم میره اتوبوسش رو بر میداره میگه:‌… قام قام…ایستگاه سوم، زن قحبه‌ها در جلو، مادرقحبه‌ها در عقب…اون جاکش‌هایی هم که میگن چرا اتوبوس سه ساعت تاخیر داره، برن ازون زنیکه جنده‌ای که تو آشپزخونه واستاده بپرسن!!!

 

به رشتیه می گن پسر حسن آقا ترتیب زنتو داده !! می گه : اوووو… ماشاالله چه بزرگ شده

 

رشتی از زنش میپرسه: تا حالا بغل چند نفر خوابیدی؟ زنش میگه:یکی بغل تو،یکی بغل بابام، یکی بغل مامانم بغل بقیه تا صبح بیدار بودم

 

رشتی به زنش میگه :عزیزم از اون کاندوم های میوه ای بیار حال کنیم زنش میگه: صد دفعه نگفتم اونا مال مهمونه

 

از رشتیه میپرسن چرا ۲ تا زن گرفتی..؟؟!!میگه: یوهو دیدی مهمون اومد…..

 

دایناسوره به دوست دخترش میگه میای بریم سینما …میگه نه!!…میای بریم شام ..میگه نه!!..میای بریم خونمون…میگه نه…..دایناسوره میگه …به درک خوب همین کارارو کردی نسلمون منقرض شد دیگه

سلام سلامتی میاره/سلامتی شادی میاره/شادی نشاط میاره/نشاط زندگی میاره/زندگی عشق میاره/عشق زن میاره/زن بچه میاره/بچه درد سر میاره/دردسر بدبختی میاره/پس سلام بی سلام

حالا می دونی فرق تو با توپ چیه ؟ .توپ رو باید شوت کرد اما تو خودت شوووتی !!!

عشق ان نیست که هر لحظه کنارش باشی
عشق آن است که پیوسته به یادش باشی

 

عید قربان نزدیک شده این جماعت براشون گاو و گوسفند فرق نمی کنه ! نگرانتم

هروقت کسی رو دیدی احساس کردی میخواد بغلت کنه وفقط تو می بینیش … زب

ونت بند امده … صدایی نمی شنوی … زمان نمی گذره … مطمئن باش عزرائیله

 

از اونجا که شتر در خواب بیند پنبه دانه ،گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه، وظیفه خود دونستم بیدارت کنم آخه داشتی بالشو می خوردی

 

آخرین فتوا جهت مسافرینی که قصد سفر به قزوین را دارند. احتیاط واجب بر این است که نماز را در شهر قزوین شکسته نخوانید بلکه نشسته بخوانید

 

خرج کن ولی اصراف نکن. عاشق شو ولی دیوانگی نکن. اسوده باش ولی بیخیالی نکن. حرف بزن ولی وراجی نکن.دوستت دارم…. ولی پر رو نشو

 

هیتلر در آخرین سخنرانی خود گفت: «آختن دوشتن آرمی کیکتن کوختن چفتن اس‌ام‌اس‌دن ریپید اشنایدر» یعنی: … ارتش آلمان تو کون اونی که اس‌ام‌اس تکراری میفرسته

 

قامتت چون سرو، چشمانت چون آهو، گیسوانت چون آبشاران، ابروانت چون کمند…. خلاصه هیچ چیزت به آدمیزاد نرفته

 

خرس ها با یک ظرف عسل خر می شن . اسب با چند حبه قند . طوطی با تخمه . سگ با استخوان . راستی تو هنوز موز دوست داری

 

من یه لیوان چای داغ رو به تو ترجیح می دم …. چون چای فقط زبونم رو می سوزونه . ولی تو دلمو

با تولد دومین گوسفند شبیه سازی نمیتوننم بگم دنیا دیگه مثل تو نداره …..

 

هیچوقت کسی رو که دوست داری به خاطر غرورت از دست نده همیشه سعی کن غرورت رو به خاطر کسی که دوست داری از دست بدی

 

وقتی باران می بارد همه چیز زیبا می شود. گلها،درختان،… همه چیز. . . . میگما… تو هم برو زیره بارون شاید یه فرجی شد

 

تف به مرامت عوضی…………برنامه امشب سینماهای تهران و حومه…!!!

 

یه باری به ترکه میره خواستگاری بعد باباهه میگه مهریه 50 ملیون بعد ترکه مبگه: اووو شبی چند حساب کردین؟

 

یه بچه تو قزوین گیر می‌افته، یه تاس بهش میدن و میگن: اگه 1 تا 5 بیاری ترتیبتو میدیم، میگه: اگه 6 بیارم چی؟ میگن: جایزه‌‌ات اینه که یه بار دیگه باید تاس بنداری!

 

حکیمی در بیابان به چنگ راهزنان افتاد.راهزنان گفتند بکنیمت یا بکشیمت؟؟ حکیم مدتی فکر کرد وعمری را به سلامتی زیست

 

 

ترکه می ره دکتر برای جراحی بیضه. در حین جراحی یه گربه می یاد تخمای ترکه روبلند می کنه و می بره، دکتر با ناراحتی می گه چه کنیم حالا و بالاخره به جای تخمای یارو یه جفت پیار می گذاره.

 

بعد از یک ماه می ره برای معاینه که عمل خوب بوده یا نه و ترکه در جواب دکنر که پرسیده بود تخمات خوبه، جواب می ده

آره آقای دکتر اما نمی دونم چرا هر وقت دیزی می بینم راست می کنم.

 

 

رشتیه می ره دکتر و خلاصه دکتر پماد می ده تا آقا بماله تو ماتحتش و به دکتر می گه آقای دکتر طرز مصرفش چطوره؟ و دکتر می گه خودت یا یکی از نزدیکات می دی یه کم از کرم بماله انگشتش و بچرخونه اون تو

و رشتیه می گه آقای دکتر شما برام یه بار این کار رو می کنید و خلاصه دکتره هم این کارو می کنه و شب می یاد به زنش می گه زن بیا انگشتت رو پمادی کن و بمال دم در ما.

و زنش مشغول بوده که رشتیه می پرسه ببخشید زن جان دست چپت کجاست؟ و زنش می گه رو شونه سمت چپت و باز می گه دست راستت چی؟ و باز زنش می گه خب معلومه رو شونه سمت راست تو و رشته می گه : آی بی پدر دکتره هر دو تا دستش رو شونه هام بود !

 

بچهه از باباش میپرسه مامانا چطوری بچه دار میشن ؟
باباش میگه یه فرشته بچه رو میزاره تو دامن مامانا
بچهه میگه یعنی کردن تأثیر نداره ؟

 

3 کس را شنیدم که کردن رواست
نخست آنکه لنگش همیشه هواست دوم آنکه شکلش شبیه شماست سوم آنکه در فکر پاسخ به ماست

 

ضرب المثل قزوینی : کون برای دادنه ریدن بهانه ست.

 

زنه با 4-5 تا بچه میره دکتر میگه آقای دکتر نمیدونم چرا انقدر حامله میشم حتما یه چیزی تو هواست
دکتره میگه بله لنگاتون

لیلون: شیر فرهاد بیا ورات ساک وزنم
ش.ف: خوب اینکه گفتی یعنی چه؟
لیلون: ای مراسم پیش کس کنون شهریا بید آقا کیانوش یادم داده بید.

 

رشتیه میره دادگاه جیناب قاضی من زنمو میخوام طلاق بدم !
میگن آخه واسه چی ؟


میگه قربانت برم خانوم جندس !! نشون به اون نشون که شب عروسی خودم زدم پردشو پاره کردم !!

 

قاضی دادگاه از قزوینیه میپرسه چرا این بچه رو گرفتی کردی تو خیابون؟میگه خیلی حرف میزد....قاضی شاکی میشه میگه این که نشد دلیل برای بار دوم میپرسم چرا کردیش؟میگه اقای قاضی خیلی حرف میزد....قاضی داد میزنه گفتم چرا کردیش؟میگه اقای قاضی خیلی حرف میزنیا....

 

قزوینیه رو به جرمی لواط میگیرن میندازن زندان ...
ازش میپرسن چرا این بچه رو کردی ؟؟
میگه بالام جان به جان خودم فکر کردم کـُـسـه !
میگن خب آخه چرا وسطی خیابون ؟؟
میگه آخه داشتم کونِ کسه میذاشتم

 

دوست خوب مثل شورته باهاش راحتی
دوست بهتر مثل کاندومه از خطر نجاتت میده
دوست عالی مثل جقه همیشه در دسترسه
تو کدومشونی؟

 

رشتیه میره خونه چراغ روشن میکنه میبینه یکی رو زنشه چراغ خاموش میکنه
میگه جواب ابلهان خاموشیه

 

نوار بهداشتی زنه از لا پاش میفته
ترکه میخواد ضایع نشه میگه
ببخشید خانوم اپول کستون افتاد

 

آگهی:!!!!
اگر طول التتان کوتاه است ؟
اگر دوست دخترتان از این مسلئه رنج می کشد؟
اگر از درمان های افزایش طول نتیجه نگرفته اید؟
ناراحت نباشید
ما تضمین میکنیم
دوست دخترتان را بکنیم

 

یه روز 3 تا زن رشتی نشسته بودن دور هم داشتن سبزی پاک میکردن و حرف میزدن ... یکیشون میگه شنیدید جدیدا توی تهران یکی پیدا شده به اسم خفاش شب میاد زنارو میگیره میکنه میندازدشون خارج شهر ....
یهو اون یکی میگه ... ااااای بابا .... هرچی امکاناته برای شهرای بزرگه

 

یه افسر ارتش رو تبعید میکنن به بیابون
بعداز چند وقت به افسره فشار میاد و از یه گروهبان میپرسه:
ببینم اینجا وقتی به تو فشار بیاد چیکار میکنی؟
گروهبان میگه:جناب سروان یه شتری پشت خونه هست....
افسر میگه:خفه شو بچه پررو،برو گمشو
بعدازچندهفته دوباره از گروهبان همون سوال رو میکنه
گروهبان میگه:جناب سروان یه شتری پشت خونه هست...
افسر میگه:خفه پدرسگ باز پرروبازی کردی
بعداز چندماه دیگه به افسره فشار بدجوری میاد ویواشکی
میره پشت خونه وبا بدبختی ترتیب شتره رو میده
شتره هم چون خیلی پیر بود،میمیره
فرداش که میره سر کار میبینه همه دارن گریه میکنن
میپرسه:برای چی گریه میکنین؟
یکی از سربازا میگه:جناب سروان یه شتر اون پشت بود
هروقت به ما فشار میومد میرفتیم سوارش میشدیم
مارو میبرد در خونه یه جنده باحال

 

یه زن دو قلو حامله بود و بچه ها داشتن تو شکم
زنه بازی میکردن که یهو یکیشون داد میزنه:
برو کنار بابا اومد

 

می دونین اگه یه ایرانی با یه ژاپنی ازدواج کنه بچش چه شکلی میشه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
چشمش تنگ میشه کونش گشاد

می دونی اگر جنیفر لوپز با آلبرت انشیتن ازدواج کنه بچه شون چی می شه؟
.
.
.
.
.
.
.
میشه: کس مخ

دختر دهاتی فردای عروسیش در تعریف از شوهر خودش گفت : ننه ، نمی دونی ... اونجاش انقدر نو بود که حتی پلاستیک روشم نکنده بود

 

میدونید چرا دخترا تا اخر فیلم سوپر رو می بینند؟
.
.
.
.
.
.
.
..
.
چون فکر می کند اخرش مرده با زنه ازدواج می کنه

 

طرف شب عروسیش بوده خلاصه به داداش کوچیکش میگه برو یه بسته کــرم از داروخونه بگیر بیار .. آقا این بچه میره میخره میده دست داداش دومادوعروس هم میرن تو حجله ..... خلاصه مبینن یه ساعت شد نیومدن دوساعت شد سه ساعت شد یه روز شد میبینن عروس دوماد نمیان بیرون ، میگن بابا اینها مگه چه کار میکنن ، بچه میگه من بگم من بگم ، میزنن تو سر بچه میگن وا، بچه چه معنی داره از این حرفها بزنه ، خلاصه سرتون درد نیارم یه روز شد دو روز شد یه هفته شد مبینن نمیان بیرون ، میگن بچه تو که میدونی چرا نمیان بیرون ،،، پسره میگه راستش داداش گفت برو یه بسته کــرم بخر ، مغازه بسته بود من هم یه بسته چسب دوقلو خریدم بهش دادم

 

 

 یه بنده خدائی یه تیکه جور میکنه اما جا نداشته ، خلاصه هر چی این در اون در میکنه خونه خالی گیرش نمیاد ، یه هو میبینه یه تریلی گوشه خیابون پارکه ، خلاصه میرن زیر تریلی و تو حس بودن که میبینه یکی زد به شونش  طرف بر میگرده می بینه وای یه افسره است میگه بله قربان چی شده ، سروانه میگه شما اینجا دارین چی کار می کنین ، یارو هول میکنه میگه هیچی قربان دارم روغن ماشین را عوض میکنم ، سروانه میگه عزیزم اولا روغن ماشین را از این طرفی میشن و عوض میکننن نه اون طرفی ، دوماً تریلی نیم ساعته رفــته

 

تیمساره از سرهنگه می پرسه؟ من ترتیب زنمو دادم، انجام وظیفه بوده یا بیگاری؟ سرهنگه می گه: نمی دونم. تیمساره می گه: خاک بر سرت. می رسه به یه سربازه و همون سوالو می کنه؟ سربازه جواب می ده: انجام وظیفه، تیمساره می گه: آفرین، از کجا فهمیدی؟ سربازه می گه: آخه قربون اگه بیگاری بود، می دادین به ما..

 

دولت بخشنامه می کنه که همه خانوم های باکره باید برن سربازی و خانوم های غیر باکره، از سربازی معافن. فردای اون روز، جلوی پادگان ، مردا معامله به دست، داد میزنن: معافی می دیم!!! معافی

 

ترکه تو یک دهی دکتر بوده ، میخواسته به یک زنه آمپول بزنه. زنه ازین شلیته‌های لایه لایه پاش بوده، هرچی ترکه دامنش رو بالا میزده، تموم نمیشده. آخر ترکه شاکی‌میشه به زنه میگه: ببخشید خانم، کون شما صفحه چنده؟

 

ترکه زن میگیره، شب اول تو حجله تا میان مشغول شن یهو عروس سکته میکنه میمیره! ترکه خیلی ناراحت میشه، میگه: بابا اینکه نشد، اینهمه خرج کردیم و حالا یک دور هم نکنیم خیلی ظلمه! میکنیم، به ملت میگیم بعد از کار مرد! خلاصه مشغول میشه، همچین که نوک کار فرو میره یهو زنه شوکه میشه و بلند میشه میشینه. ترکه میزنه تو سرش شروع میکنه بلند بلند گریه کردن! عروسه میگه: بابا من زنده شدم، باید خوشحال باشی، چرا گریه میکنی؟ ترکه وسط همون گریه زاریش، میگه: بابام! عروسه میگه: بابات چی؟ باز ترکه میکوبه تو سرش، میگه: بــــابـــام! عروسه میگه: خوب بابات چی؟! ترکه میگه: اگه میدونستم نمیگذاشتم بمیره!!!

 

یک بابایی میمیره، میره جهنم. اونجا میبرنش تو یک اتاقی، ‌میبینه مدونا لخت خوابیده رو تخت! بهش میگن: خوب حالا تا جون داری باید بکنی! یارو خوشحال میشه، می‌پره رو بدبخت مدونا،‌ سه ساعت تا دسته می‌کنه! بعد که خوب از نفس میافته، بلند میشه، میبینه یک عربه اومده تو اتاق.بهش میگه: این عذاب جهنم که می‌گفتن اونقدر ها هم بد نیست ها!‌ عربه میگه: ولک تازه واردی؟! یارو میگه: آره، چطور مگه؟ عربه میگه: تا اینجاش عذاب مدونا بود، حالا ولک بخواب نوبت خودته

 

زنه میره پارچه فروشی خرید میکنه،‌ بعد به فروشنده میگه: چقدر میشه؟! یارو میگه:‌خانم شما نمیخواد پول بدین، بجاش یه دور از جلو به من بدین! زنه میگه:‌ حاج‌آقا اینجوری که خیلی گرون میشه! اگه میخواین من یه دور از عقب بهتون میدم! یارو میگه: ‌نه خانم این که خیلی کمه! به جون بچه‌هام اینی که شما میگید قیمت خریدشه

 

پسر ترکه میره پیش یک افسره پلیس، ازش می‌پرسه: ببخشید ساعت چنده؟ یارو میگه: ده دقیقه به ده. میگه: ساعت ده بیا بکنمت! بعد هم می‌زنه به چاک، افسره هم میفته دنبالش. پسره می‌دوه تو خونشون، درو پشت سرش می‌بنده. پلیسه در خونه رو میزنه، ترکه میاد دم در، ‌می‌گه: ‌بعله؟ افسره نفس-نفس زنان میگه:‌ آقا این چه وضعیه؟! پسرتون به من گفته ساعت ده بیا بکنمت!! ترکه هم میگه:‌ خوب بابا چه خبرته؟! هنوز که پنج دقیقه مونده

 

دختره از معلم زیست‌شناسیش می‌پرسه: چرا چشمای گاو همیشه خماره؟ معلمه یک نگاهی بهش می‌کنه،‌ میگه: عزیزم اگه پستونای تو رو هم روزی سه ساعت بمالند ولی نکننت، چشات به همون خماری میشه

 

از لاشیه میپرسن: دوست داری تو آسیا کدوم تیم برسه به جام جهانی؟ میگه: خوب معلومه ایران. میپرسن: بخاطر وطن پرستی میگی ایران؟ میگه: نه بابا، آخه تا برسه جام جهانی آدمو میگـاد!

 

ترکه داشته از تو جنگل رد میشده؛ یهو یک شیره جلوشو میگیره، میگه: کوچولو کجا میری؟! ترکه میگه: خونه مادر بزرگ، بخورم پفک نمکی، چاق بشم چله بشم، بعد میام کیرمم نمیتونی بخوری

 

از اصفهانیه میپرسن: میدونی فرق شورتهای قدیم با شورتهای جدید چیه؟میگه: قدیما باید شورتو میزدی کنار تا کونو ببینی، این روزا باید کونو بزنی کنار تا شورتو ببینی!

 

قزوینیه یه بچه خشگل بلند کرده بوده، پای معامله که میرسن قزوینه میگه: ببین بالام جان، اگه بزاری توش بزارم 500 تومن بهت میدم اگر هم بزاری لاش بزارم 1000 تومن بهت میدم. بچهه هم پیش خودش میگه: عجب نرخ خوبیه! بزار یه لاپا بهش بدیم 1000 تومن کاسب بشیم. خلاصه تا وارد عمل میشن قزوینیه امونش نمیده و تا دسته میکنه تو ماتحت بچه مردم! پسره هم بدبخت با هزار مکافات خودشو میکشه بالا میگه: خوارکسده مگه قرار نبود لا پام بذاری؟! پس چرا کردی توش؟! قزوینیه میگه: بالام جان به جون تو دست کردم تو جیبم دیدم 500 تومن بیشتر ندارم!

 

     یک بابایی دوتا کس بلوچ بلند میکنه، میبره خونه. اونجا بهشون میگه: شما دوتا تو این اتاق لخت شید تا منم آماده شم. خلاصه خودش میره تو اتاق بغلی، لباساشو در میاره و یک فروند کاندوم فرد اعلا هم میکشه رو حضرت معامله و برمیگرده تو اتاق. تا میاد تو، یکی از کسا برمیگرده به اون یکی میگه: اوره ماه پری سیل کن چون نوکین کیری داره آنگه‌ش پلاستیک در نبوته!! (الترجمه الپارسی(!): ماه‌پری ببین چه کیر نویی داره، هنوز از پلاستیک در نیومده!!!)

 

پسره شب خونشون خالی بوده، زنگ میزنه دوست‌دخترش بیاد. خلاصه دوتایی میشینن و پسره ضمن لاس زدن با خانم، نم‌نمک عرق سگی هم مینداخته بالا. یکی دو ساعتی میگذره و حاج آقا پاک مست میکنه و آمپر حشر هم میزنه بالا و یهو میره واسه زیر یه خم حاج خانوم!! بعد یک ربع آخ و اوخ و آه و اوه، پسره عرق ریزان بلند میشه، خیلی ناراحت و دمق میگه: عزیزم، به خدا اگه میدونستم پرده داری، بهت دست نمیزدم!! دختره هم با هزار بدبختی بلند میشه میگه: آره نکبت! منم اگه میدونستم میخوای همچین کاری باهام بکنی، لااقل شلوار لی‌مو در میاوردم!

 

یه مرده کیر نداشت.میره دکتر دکتر بهش یه کیر چوبی میده.موقع  حال کردن کیرش می‌شکنه.زنش میگه کیرت چوبی بود؟میگه نه چوبش کیری بود.

 

ترکه عروسی میکنه، هفته بعد دست خانوم رو میگیره میبره دکتر، میگه: آقای دکتر ما بچه‌دار نمیشیم!! دکتره میپرسه: چند وقته ازدواج کردین؟ ترکه میگه: یک هفته‌ست!! دکتره شاکی میشه، میگه: داداش من، این کسه ، مایکرویو که نیست

 

زنه سوزش ادرار داشته، میره دکتر. دکتر بهش میگه باید یک لگن آب کنی بعد یک قاشق سرکه بریزی بعدم یک ساعت بشینی توش. فرداش زنه با حال زار میره پیش دکتره، میگه: آقای دکتر پدرم درومد، ‌هزار بار سوزشش بیشتر شد! دکتره می‏پرسه: هر کاری گفته بودم کردی؟ زنه میگ آره بابا، یک لگن سرکه ریختم، بعد یک قاشق آب ریختم بعدم یک ساعت نشستم توش! دکتره میگه: من گفتم یک لگن آب کن یک قاشق سرکه بریز توش، نگفتم که ترشی کس درست کن!

 

عشق 6  مرحله داره :
1: دیدار              2: قرار                3: بذار               4: فشار           5: درآر              
6: فرار ...           به امید دیدار!

یه روز یه ترکه از یه جوب بزرگ میپره شلوار و شورتش پاره میشه، یه کم فکر میکنه میگه: خدا رو شکر که شورت پام بود وگرنه ..... 

 

رشتیه صبح از خواب پا میشه میبینه چهارتا آجر گذاشتن زیرش، زنشو بردن 

 

یه روز سه نفر داشتن از کون گشاد بازیا شون حرف می زدن، اولی میگه: من یه بار رفتم دستشویی دیدم خیلی طول کشید همون جا خوابیدم تا صبح! دومی میگه: من یه بار تو خیابون خوابم گرفت همون جا اون قدر خوابیدم تا بچه هام اومدن بردنم خونه! سومی میگه: اینا که چیزی نیست، من یه بار رفتم سینما فیلم کمدی ولی همش گریه کردم. دوستاش میپرسن: چرا؟ میگه: چون همون اول که نشستم خایههام رفت زیر کونم تا آخر حوصله نکردم از روشون پاشم!!!

 

سرکلاس روانشناسی، استاد داشته میگفته که دخترا از بچگی وقتی میبینن که یه چیزی از پسرا کمتر دارن احساس کمبود میکنن و این مسئله باعث افسردگی در اونها میشه! یکی از پسرا پامیشه میگه: استاد، اینی که ما داریم هم آخرش مال اوناست، فقط خرحمالیش افتاده گردنِ ما !!!

 

یه روز یه پسر جوون وقت زن گرفتنش بوده ولی میگفته زن نمیخوام، اطرافیان میگن چرا زن نمی گیری؟ میگه: من یه زن میخوام مثل ماه
اطرافیان میگن اگه بگردی دختر خوشگل و ماه زیاد پیدا میشه!
اما پسر جوون میگه من منظورم اینه که مثل ماه شب بیاد و صبح بره

 

یه نفر رفته بود تو یه رودخونه کم عمق و داشت ماهی میگرفت و میخووند:
من مرد ماهگیرم آب رسیده به زانوم!
یه نفر رد میشد وقتی شعر طرف رو میشنوه میگه: یه کم برو جلوتر تا شعرت قافیه دار شه!!!!!!

 

 یک روزیه زنه لرزان لرزان میره تو دارو خانه و میگه آقا ببخشید شما کیر مصنوعی دارید
داروخانه ای با تعجب میگه داریم خانم و زنه همان طور لرزان میگه ببخشید مارک وینست هم دارین
دارو خانه ای هم باز با تعجب میگه بعله داریم که خانمه لرزان میپرسه ببخشید میدونید چطوری خاموش میشه؟

 

ایک روز یه تهرونی دو تا جنده دهاتی بلند میکنه میبره خونه و به آنها میگه شما برید حمام تا من بیام
خودش هم لباس هاشو در میاره و یک کاندوم هم میکشه سر کیرش و میره تو حمام
یک دفعه یکه از دختر دهاتی ها میزنه تو پهلو رفیقش و میگه :زینب ،زینب نگاه بکن ببین چه کیر نوهی داره
هنوز نایلونش رو نکنده

 

تهرانیه و ترکه و عربه شرط بندی میکنن که آب که بیشتره! اول تهرانیه میزنه، آبش میشه یک ته استکان. بعد ترکه میزنه: آبش میشه یک نصفه استکان. نوبت عربه میشه، یک مک میزنه به کیرش، میگه: ولک اون دبه رو بیار!!!

 

اواهه داشته رد میشده، میبینه کنار خیابون نوشتن: واکس 50 تومن. با خودش میگه: وا؟! کس 50 تومن؟!!!

 

به يكي ميگن نظرت درباره نوشابه چيه؟ ميگه والله خوبه آب وگاز داره ولي حيف كه برق نداره

 

يك شخصي از بالاي درخت مي افته پاش ميشكنه ميبرنش پيش دكتر ،دكتربرايش داروي كرم مي نويسه مگه چرا اينو نوشتي دكتر مگه چون اگر كرم نداشتي بالاي درخت نميرفتي

 

جاسم مي ره نانوايي به صاحب نانوايي مي گه نون مي خوام صاحب نانوايي مي گه صف بگير مي گه كسي نيست كه پشت سر ان بايستم صاحب نانوا : گفتم بايست خلاصه جاسم يك سنگ مي گيره وشيشه هاي نانوا را خرد مي كنه صاحب نانوايي مي گه احمق چرا شيشه هاي نانوايي را خرد مي كني جاسم مي گه از اين همه آدم تو صف ايستاده مرا مي گيري.

 

يه روز زن ومرد پير اصفهانی داشتند توی خيابان قدم می زدند يه دفعه يه خانم خوشگل از کنار مرده رد ميشه دستوپاش شروع ميکنه به لرزيدن زنش ميگه: عزيز چي شدس پات شل شدس مرده ميگه: نه عزيز شلم پا شدس.

 

تركه با دوست دخترش رفته بوده پارك. همينطور كه دست همو گرفته بودن و راه ميرفتن، دختره حالي به حالي ميشه، يك چشمك به تركه ميزنه، ميگه: قاسم جون، بريم اون پشت مشتها ازون كار بدا بكنيم؟! تركه ميگه: آي گفتي عزيزم... اتفاقاً منم بدجور شاش دارم

 

یه روز یه ترکه برقاشون می ره یه کاسه اهنی می بره در خونه لره می گه برق دارید لره می گه حداقل یه ظرف پلا ستیکی می اوردی برق نگیرتت

 

يه شب يه ترکه ميره دزدي ، بعد صاحب خونه پا ميشه ميگه کيه اون جا ؟ ترکه ميگه : هيچکي ، گربست ، بعععععع

 

ترکه با خودکار میرفته حموم ! بهش می گن چرا خودکار با خودت می بری ؟ می گه هرجامو که
 می شورم علامت می زنم

 

لره شبا يه پارچ آب خالي بالا سرش ميذاشته و مي خوابيده ازش مي پرسن آخه خنگ چرا اينجوري مي كني؟ ميگه : خوب يه موقع نصفه شب از خواب پاميشم مي بينم تشنم نيست .. اونوقت چيكار كنم

 

عربه توی توالت خوابش می بره ! بعد از چند ساعت بیدار می شه می گه اینجا کجاست ؟  من کیم ؟  کی منو ریده ؟!!

 

تركه با دوست دخترش ميره كوه، همينجوری كه داشتن ميرفتن يه دفعه نيرو انتظامی ميريزه. سربازه بهش ميگه: شما اينجا چی كار ميكنين؟ اين خانوم كيه با‌هات؟ تركه ميگه: من كه كوه نورد حرفه‌ايم، اينم وقتی من اومدم همينجا بود، مثل اينكه كُس كوهيه!  

 

قزوينيه جلو آينه لخت ميشه كون خودشو ميبينه، ميگه: يار در خانه و ما گرد جهان ميگرديم

 

تركه ميميره، ميبرنش جهنم. بهش ميگن: تو بايد اينجا كارهم بكنی. كارش اين بوده كه بايد ديگ‌های عظيمی كه توش جنده‌ها رو می‌جوشوندن رو هم ميزده. يه روز همونطور كه مشغول بوده، يهو می‌بينه يك از بچه محلاش داره واسه ديگ بغلی هيزم می‌بره. دوتايی شروع ميكنن باهم گپ زدن و از كار و كاسبی گله كردن و خلاصه حواسشون پاك از هرچی ديگ و جنده پرت ميشه. بعد از يك مدتی تركه يك نگاهی به ديگ می‌ندازه ميبينه يك جنده سياه پوست اومده رو . به دوستش ميگه: غضنفر زود برو بذار به كارم برسم، جنده‌ها ته گرفتن!

 

تركه سوار هواپيما بوده، تا هواپيما پرواز ميكنه، ميره پيش مهماندار هواپيما ميگه: ببخشيد من يك مشكل معده دارم، موقع پرواز بايد حتماً شير بخورم، اگه ممكنه يكم شير به من بدين. مهمانداره ميگه: ‌شرمنده آقا ما شير نداريم. تركه ميگه: ‌ولی آخه من حتماً بايد يكم شير بخورم، وگرنه حالم بهم می‌خوره. مهمانداره می‌بينه اوضاع خيلی خرابه،‌ تركه رو می‌كشه يك گوشه ميگه: حالا كه قضيه اينقدر ضروريه، بياين يكم از سينه من شير بخوريد تا برسيم به مقصد! تركه هم ميزنه تو سرش ميگه:‌ خاك بر سرم! كاشكی شاش خواسته بودم!

 

 دو تا تهرانيه ميخواستن دو تا اصفهانيه رو سر كار بگذارن، بهشون ميگن: شما بلدين عكس كس بكشين؟! اصفهانيا هم ميگن: آره خوب، اينكه كاری نداره و دوتايی يك عكس ترتميز و حسابی ميكشن ! تهرانيا ميزنن زير خنده و می‌گن: شنيده بوديم شما اصفهانيا كس‌كشين، ولی خودمون نديده بوديم! اصفهانيا هم ميگن: ماهم شنيده بوديم شما تهرانيا به كس‌ننتون ميخندين، ولی خودمون نديده بوديم!

 

تركه هفت تا پسر داشته. يك بار همه پسراش با عروساشون اومده بودن تبريز يك چند روزی ديدنش. شب اول همشون تو اتاق خوابيده بودن، يهو پسر بزرگه كيرش راست ميكنه ترتيب زنشو بده! هرچی زنه ميگه بابا اينجا دست از سر ما وردار، جلو فاميلت آبرومون ميره، پسره قبول نميكنه و ميگه: تو پاشو به هوای آب خوردن برو سر يخچال، تو نورش نگاه كن ببين همه خوابن يا نه! زنه پا ميشه ميره و برميگرده ميگه آره همه خوابيدن پسره هم ديگه امون نميده و مشغول ميشه! بعد از يك نيم ساعت پسر دومی كيرش راست می‌كنه كه يك حالی بكنه، ‌خلاصه اونم خانوم رو می‌فرسته سر يخچال تا چك كنه ببينه همه خوابن يا نه، و خلاصه تا صبح همين برنامه رو هر هفت تا پسر با زناشون پياده ميكنن صبح كه ميشه همه دور هم جمع ميشن صبحونه بخورن، تركه ميگه: ديشب خيلی خوب خوابيدم ولی از تشنگی مُردم! همه ميگن: خب باباجان ميرفتی سر يخچال آب ميخورد?! تركه ميگه: والله ديدم هر كی رفت آب بخوره تا صبح گاييدنش خايه نكردم!

 

تركه با هواپيما داشته ميرفته مسكو، نزديك فرودگاه خلبان ميگه‌: مسافرين عزيز، اينجا فرودگاه مسكوس. تركه با خودش ميگه: جل‌الخالق! كُس‌مُس شنيده بوديم، ولی مُس‌كُس ديگه نشنيده بوديم!

 

زن تركه حامله ميشه، ميرن دكتر. دكتر معاينه می‌كنه به تركه ميگه: خانم شما حامله نيستن،‌ اين فقط باد شكمه. تركه هم دست خانوم رو می‌گيره و برمی‌گردن خونه. بعد از يك ماه شيكم زنه كلی مياد بالاتر، دوباره پاميشن ميرن دكتر، دكتره بعد از معاينه ميگه: عرض كردم كه، خانم شما حامله نيستن، اين فقط باد شكمه! خلاصه چهار پنج ماه،‌ هی شكم زنه ميومده بالا و بالاتر و هی دكتر می‌گفته اين فقط باد شكمه. آخر تركه شاكی ميشه،‌كيرش رو در مياره می‌گذاره رو ميز دكتره، ميگه: ‌ببخشيد آقای دكتر، اگه ميشه اينو يك معاينه كنيد، ببينيد كيره يا تلمبه‌ست؟

 

 


 

نوشته شده توسط فریبرز در شنبه بیست و سوم شهریور 1387 ساعت 1:6 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت